الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

81

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

ريشه‌اى برخوردار نيست و بيشتر اين افراد از اهل سنّت‌اند از جمله فرقهء نوريه كه قائل‌اند : محبّت ، نورى جاودان و هميشگى بوده كه در دل آدمى پرتوافكن و از آن آشكار گرديده است بدين ترتيب دل ، مصفّى و نورانى گشته است . فرقهء حلوليه بر اين باورند كه چون دست از هوا و هوس‌هاى خود برداشته‌اند صفاتى از صفات الهى حق در وجودشان حلول كرده به‌گونه‌اى كه همهء آنان به حق رسيده‌اند . بيشتر اهل سنّت و جماعت ، صوفىگرى را مردود مىدانند و شيعيان نيز همه ، اين گونه‌اند و از پيشوايان خود احاديث فراوانى در نكوهش آنان روايت كرده و علما و دانشمندان شيعه كتاب‌هاى زيادى در ردّ و كفر آنان به نگارش درآورده‌اند از جمله : كتاب شيخ مفيد در ردّ هواداران حلّاج كه در آن ، صوفيّه را دو فرقهء حلولى و اتّحادى مىداند و تمام شيعيان اعتقاد به كفر آن‌ها دارند و به شدّت آنان را مردود مىدانند به‌گونه‌اى كه جز در غيرموارد ضرورت ، نامگذارى به صوفى را جايز نمىدانند و در اين خصوص احاديث فراوانى از پيشوايان خود روايت كرده‌اند . 12 - با رواياتى كه استاد جليل القدر شيخ بهاء الدين ( قدس سره ) در كتاب كشكول در نكوهش و تكفير صوفيان آورده بود ، آشنا شديد . وى در موارد متعددى از كتاب ياد شده و ديگر كتب ، آنان را به صراحت مردود دانسته است و اگر احيانا به نقل مطالبى دربارهء آنان پرداخته ، مرتبط به زهد و پارسايى و نظير آن است و منافاتى با آن‌چه در نكوهش آن‌ها يادآور شده ، ندارد . هم‌چنين نقل موضوعات بيانگر تفاوت درجات مردم نسبت به شناخت ، در اين كتاب آمده است پوشيده نيست كه اين دانشمند بزرگ عمر شريف خود را در مسير مطالعه و تحقيق و بررسى و تأليف در علوم دينى ، صرف نموده است چنان‌كه دانشمند جليل القدر و ربانّى ، شهيد ثانى رحمه اللّه نيز به همين شيوه عمل نموده و اين كار قطعا با روش تصوّف ، منافات دارد . دانستى است كه جمعى از علما و پژوهشگران اهل سنّت ، تصوّف را به شدّت مردود دانسته و پيروان اين مسلك را فوق العاده مورد نكوهش قرار داده‌اند كه به نقل برخى عباراتشان خواهيم پرداخت . شيخ طيّبى در كتاب « شرح المشكوة » مىگويد : در حرمت شنيدن ساز و آوازى كه صوفيان با ابزار موسيقى ابداع كرده‌اند ، هيچ‌گونه اختلافى وجود ندارد و عدّهء زيادى از منسوبين به جبر كه تحريم آن را ناديده گرفتند ، محكوم به شكست شدند به‌گونه‌اى كه امورى نظير كارهاى ديوانگان از آنان سر زد و با حركت‌هايى موزون و پيوسته و پىدرپى